بدل از نظر لغت به معنای بدیل و جایگزین است. در اصطلاح نحوی «بدل» تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن نسبت داده می‌شود. متبوع بدل را «مبدل منه» می‌نامند. در عبارت «واضعُ النحو الإمامُ عليٌّ» «عليّ» بدل و تابعی است که حکم «پایه گذاری علم نحو» که در ابتدا به «الإمام» نسبت داده شده، به آن نسبت داده می‌شود. «علي» در اعراب تابع «الإمام» است. 

دو نکته مهم

نکته اول این که مقصود حقیقی گوینده در جمله، بدل است نه مبدل منه. پس در جمله‌ی مثال؛ «واضع النحو الإمامُ عليٌّ» مقصود اصلی نسبت دادن «پایه‌گذاری علم نحو» به «عليّ»است نه «الإمام» چرا که ائمه متعددند و مقصود گوینده از میان ائمه، تنها امیر المؤمنین علی علیه السلام است. لفظ «الإمام» در واقع برای نوعی مقدمه چینی و معرفی آمده و اگر آن را حذف کنیم و بگوییم: «واضع النحو عليٌّ»، کلام ما مفید و مستقل خواهد بود. به عبارتی؛ حذف‌ مبدل منه‌ تغییری‌ در معنای‌ جمله‌ ایجاد نمی‌کند.

نکته دوم این است که بین بدل و مبدل منه هیچ واسطه‌ای -مثلا یکی از حروف عطف- وجود ندارد.

با این دو شرط اساسی، نعت و توکید و عطف از بدل متمایز می‌شوند.

انواع بدل

بدل بر چهار نوع است: «بدل مطابق یا بدل کل از کل»، «بدل بعض از کل»، «بدل اشتمال»، و «بدل مباین»

بدل مطابق یا بدل کل از کل در معنا با مبدل منه کاملا برابر است. مانند: {اهدنا الصراطَ المستقيمَ، صراطَ الذين أنعمت عليهم} در این آیه راه مستقیم و راه کسانی که به آن‌ها نعمت داده شده هر دو بیانگر یک چیز هستند. یا: «رأیت أخی زيدا»؛ که «زيد» بدل کل از کل و «أخی» مبدل منه است و هر دو بر یک شخص واحد دلالت دارند.

بدل‌ بعض‌ از کل‌ بر بخشی از مبدل منه دلالت می‌کند مانند: «أكلت الرغيف نصفَه»؛ در این مثال «نصف» بدل بعض از کل است و بر جزئی از مبدل منه (یعنی الرغيف) دلالت دارد. بدل‌ بعض‌ از کل‌ باید متصل‌ به‌ ضمیری‌ باشد که‌ به مبدل منه‌ باز می‌گردد. این‌ ضمیر می‌تواند آشکار باشد مثل: «جاء التلاميذ عشرون منهم» و یا مقدر مانند: «قبّلته‌ الیدَ».

در بدل اشتمال مبدل منه مشتمل بر معنایی است که بدل آن معنا را بیان می‌کند البته به شرطی که بدل جزئی از مبدل منه نباشد مثل: «نفعني المعلمُ علمُه». بدل اشتمال هم مانند بدل بعض باید دارای ضمیر ظاهر یا مقدری باشد که آن را به مبدل منه مرتبط سازد مثل: {يسالونك عن الشهرِ الحرامِ قتالٍ فيه} و {ولله على النّاس حجُّ البيت من استطاع إليه سبيلا}

بدل مباین با مبدل منه متفاوت و مغایر است و نه تنها با آن مطابقت ندارد بلکه بخشی از آن و یا بیانگر خصوصیتی از خصوصیات آن نیز نیست. بدل مباین برای تصحیح اشتباه در لفظ و معنا یا تغییر مقصود به کار گرفته می‌شود و بر ۳ نوع اسـت: غلط، نسیان، و اضراب.

بدل غلط: «جاء المعلمُ، الطالبُ»، در این مثال من می‌خواستم بگویم دانش آموز آمد ولی سهوا گفتم معلم آمد که به سرعت کلام خود را تصحیح کرده طالب را جایگزین معلم کردم.

بدل نسیان: «سافر علي إلى دمشق، بعلبك»، تصور می‌کردم که علی به دمشق سفر کرده ولی بعد متوجه شدم که به بعلبک رفته لذا جمله را تصحیح کردم. 

بدل إضراب یا بَداء: «خذ القلمَ، الورقةَ»، گرچه ابتدا گفتم قلم را بردار ولی بعد نظرم را تغییر دادم و گفتم که ورق را بردار.

بدل مباین در کلام فصیح نمی‌آید و بهتر آن است که در هنگام مواجهه با آن بین بدل و مبدل منه از لفظ «بل» استفاده کنیم تا شنونده را متوجه اشتباه، فراموشی و یا تغییر در نظر کنیم.

بدل در نحو عربی

احکام بدل

۱. بدل در تعریف و تنکیر الزاما از مبدل منه پیروی نمی‌کند: {وإنك لتهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ، صراطِ الله}، {لَنسفعًا بالناصيةِ، ناصيةٍ كاذبةٍ خاطئةٍ}. توجه داشته باشید ابدال نکره از معرفه زمانی صحیح است که نکره موصوفه باشد همان طور که در آیه دوم مي‌بينيم.

۲. اسم ظاهر، بدل برای اسم ظاهر دیگری قرار می‌گیرد ولی ضمیر، بدل ضمیر نمی‌شود. در «قمت أنت» و «مررت بك أنت»، «أنت» توکید است. همچنین بنا بر قول صحیح؛ ضمیر بدل اسم ظاهر نیز قرار نمی‌گیرد. اما بدل قرار دادن اسم ظاهر برای ضمیر جایز است آن چنان که در آیه {وأسرّوا النجوى، الذين ظلموا} شاهد هستیم. در این جا «الذین» بدل است برای «واو فاعل» در «أسرّوا». برای ضمیر مخاطب و متکلم هم می توان بدل آورد با این شرط که بدل بعض از کل یا اشتمال باشد مثل: {لقد كان لكم في رسول الله أسوةٌ حسنةٌ، لِمَن كان يرجو الله واليوم الآخر} که جار و مجرور «لِمن» بدل بعض از کل برای «لکم» واقع شده است. در این بیت: «بَلَغْنا السماءَ مجدُنا وسَناؤنا ... وإنّا لَنَرجو فوقَ ذلك مَظهرا» «مجدنا» بدل اشتمال است برای ضمیر فاعلی «نا».

۳. اسم و فعل و جمله هرکدام می توانند برای یک اسم یا فعل یا جمله دیگر بدل واقع شوند. درباره ابدال اسم از اسم صحبت شد اما ابدال فعل از فعل مثل: {ومَن يفعلْ ذلك يَلقَ أثاما، يضاعَفْ له العذابُ يومَ القيامة}، «یضاعفْ» بدل است برای «يلق». و ابدال جمله از جمله مثل: {أمدّكم بما تعلمون، أمدّكم بأنعامٍ وبنينَ}، که جمله‌ی «أمدّكم بأنعامٍ وبنينَ» بدل است برای جمله ی «أمدّكم بما تعلمون». 

۴. هرگاه اسمی برای یک اسم استفهام یا اسم شرط بدل قرار گیرد باید همراه با آن بدل، همزه استفهام یا إن شرطیه ذکر شود مثل: «كم مالُك؟ أعشرون أم ثلاثون؟» «من جاءك؟ أعليٌّ أم خالدٌ؟»، «ما صنعت؟ أخيرًا أم شرًّا؟» و همچنین: «مَن يجتهدْ، إن عليٌّ، وإن خالدٌ، فأكرِمه»، «ما تصنعْ، إن خيرًا، وإن شرًّا، تُجزَ به»، «حيثما تنتظرني، إنْ في المدرسة، وإن في الدار أُوافِك»

المصدر: جامع الدروس العربية لمصطفى غلائيني