یکی از مباحث بسیار مهم و کاربردی در زبان عربی مبحث اعداد است. اعداد عربی در امور بسیاری مثل: گفتگوهای روزمره، مقالات، کتاب‌ها، اخبار و گفتگوهای تخصصی با ما همراه هستند و فهم و به‌کارگیری دقیق آن‌ها موجب اجتناب از بسیاری اشتباهات زبانی در کاربردهای روزمره و یا تخصصی زبان عربی می‌شود. موضوع اعداد عربی گرچه در ابتدا ممکن است قدری پیچیده به نظر برسد ولی با دقت کافی در مقدمات و تعاریفی که در ابتدای این مقاله به آن‌ها اشاره می‌شود، قواعد اعداد را به سرعت یاد می‌گیرید. در این مقاله به اقسام اعداد اصلی در زبان عربی اشاره خواهم کرد و سپس به موضوع اعراب عدد و معدود در اعداد مفرد و چگونگی تنظیم این دو خواهم پرداخت.

اعداد عربی

اعداد در زبان عربی اسم‌هایی هستند که بر تعداد یا ترتیب اشیا قابل شمارش دلالت دارند. در عبارت؛ چهار تا کتاب، به چهار، عدد و به کتاب معدود (یعنی همان چیزی که شمرده می‌شود) می‌گوییم. همچنین است در عبارت أربعة ُكتبٍ، «أربعة» عدد و «كتب» معدود است. در زبان عربی به معدود. «تمییز عدد» هم گفته می‌شود. با نگاه به عبارت أربعةُ كتبٍ احتمالا این سوال برای شما پیش می‌آید که چرا به جای أربعة كتبٍ نمی‌گوییم: أربع كتبٍ يا أربعة كتابٍ يا أربعة كتبًا؟ این همان چیزی است که در این مقاله به دنبال روشن‌ساختن آن هستیم یعنی تنظیم عدد و معدود از لحاظ اعراب و جنس و عدد و نکره و معرفه بودن. پس در ادامه با من همراه باشید.

اعداد عربی اگر بر تعداد دلالت داشته باشند به آن‌ها «اعداد اصلی» می‌گویند. اعداد اصلی مثل: یک، دو، سه، چهار (واحد، اثنان، ثلاثة، أربعة..) و اگر بر ترتیب دلالت کنند «اعداد ترتیبی» نامیده می‌شوند. اعداد ترتیبی مثل: اول، دوم، سوم، چهارم (الأول، الثاني، الثالث، الرابع..) 

اعداد اصلی

اعداد اصلی در زبان عربی به چهار دسته تقسیم شده‌اند: مفرد، مرکب، عقود و معطوف. در این مقاله به شرح اعداد مفرد و قواعد آن‌ها می‌پردازیم. برای اطلاع از قواعد مربوط به دیگر اعداد عربی یعنی اعداد مرکب و عقود و معطوف و اعداد ترتیبی به قسمت بعدی این مقاله مراجعه کنید.

اعداد مفرد

اعداد مفرد اعدادی هستند که لفظ آن‌ها مفرد است یعنی فقط از یک کلمه تشکیل شده‌اند مثل: واحد، ثلاثة، مئة. اعداد مفرد را در این سه گروه بررسی خواهیم کرد: «اعداد یک و دو»، «اعداد ۳ تا ۱۰» و «اعداد صد، هزار، میلیون، میلیارد و..»(در عربی «مئة، ألف، مليون، مليار»). بیایید با اعداد ۳ تا ۱۰ شروع کنیم: 

۳ تا ۱۰

در «اعداد مفرد ۳ تا ۱۰»، معدود همواره جمع و مجرور است. همچنین در این اعداد جنس عدد مخالف معدود در نظر گرفته می‌شود. توجه کنید برای تعیین مذکر یا مؤنث بودن معدود باید به صیغه مفرد آن نگاه کنیم نه جمع. برای فهم بهتر موضوع الآن از شما می‌خواهم که به عربی بگویید: پنج قلم. توجه کنید همیشه ابتدا جمع و مفرد بودن و اعراب معدود را تنظیم می‌کنیم و سپس جنس عدد را. پنج در زمره اعداد ۳ تا ۱۰ قرار دارد پس معدود آن باید جمع و مجرور باشد. بر این اساس به نظر شما کدام یک از این پاسخ‌ها برای معدود صحیح است؟: قلمٍ، قلمًا، أقلامًا یا أقلامٍ؟ بله طبق قاعده باید بگوییم أقلامٍ (یعنی جمع و مجرور). بسیار خوب حالا نوبت می‌رسد به تنظیم جنس عدد. جنس عدد را باید بر خلاف معدود تنظیم کنیم. معدود ما أقلام است ابتدا مفرد آن یعنی قلم را در نظر می‌گیریم می‌بینیم که مذکر است پس جنس عدد را بر خلاف آن، مؤنث قرار می‌دهیم و می‌گوییم: خمسة. و بالاخره عبارت ما می‌شود: خمسةُ أقلامٍ. بدینترتیب حالت‌های دیگری مثل: خمس أقلامٍ يا خمسة قلمٍ یا هر شکل دیگری ناصحیح است. توجه داشته باشید که در اعداد ۳ تا ۱۰ معدود ما مجرور بالإضافة است یعنی نقش مضاف إلیه دارد.

نکته‌ای درباره اعراب عدد

در این جا ممکن است بپرسید: دانستیم که معدود، مجرور بالإضافة است ولی اعراب عدد چه طور؟ اعراب عدد را چگونه باید تنظیم کنیم؟ پاسخ ساده است: اعراب عدد تابع جمله و نقش آن عدد در جمله است مثلا در: اشتريتُ خمسةَ أقلامٍ، خمسة؛ مفعول به و منصوب است ولی در جمله: في المحفظة خمسةُ أقلامٍ، خمسة؛ مبتدا و مرفوع است. أقلامٍ البته در هر دو جمله جمع و مجرور بالإضافة است. بنابراین اعراب عدد همانند هر کلمه دیگری که در یک جمله نقش و وظیفه خاص خود را دارد تعیین می‌شود و قاعده مجزایی ندارد

مئة، ألف، مليون، مليار، ..

قاعده این دسته از اعداد عربی بسيار ساده است: در اعداد مفرد مئة، ألف، مليون، مليار، معدود همواره مفرد و مجرور است مثل: «ليلة القدر خير من ألف شهرٍ». و عدد هم در آن‌ها تنها به یک شکل می‌آید و نیاز به تنظیم ندارد: مئةُ طالبٍ، ألف سنةٍ، مليون نسمةٍ، مليار إنسانٍ. اعراب عدد نیز همان طور که قبلا گفتم تابع نقش آن در جمله است.

یک و دو

لفظ کتابٌ یعنی یک کتاب. یعنی در عربی حتی بدون آوردن کلمه واحد هم می‌توانیم یکتایی را بیان کنیم. درباره عدد ۲ هم لفظ کتابان (يا کتابین) به شکل صیغه مثنی بیانگر دو تا بودن کتاب است. اما گاهی برای تاکید می‌گوییم: كتابٌ واحدٌ يا كتابان اثنان بنابراین واحد و اثنان در این جا مؤکد هستند و در اعراب و جنس و عدد و مذکر و مؤنث بودن از متبوع خود (یعنی کتاب) پیروی می‌کنند: اشتريت قلمًا واحدًا، كتبت بقلمين اثنين، جاء رجلان اثنان، سافرت امرأتان اثنتان.

قواعد مربوط به دیگر انواع اعداد اصلی را در مقاله‌های بعدی دنبال کنید.