همان طور که می‌دانید مبحث اعداد در زبان عربی یکی از مباحث بسیار مهم و کاربردی زبان عربی است که فهم دقیق آن موجب اجتناب از بسیاری اشتباهات زبانی در کاربردهای روزمره و یا تخصصی زبان عربی می‌شود. در قسمت اول مقاله اعداد در زبان عربی، انواع اعداد مفرد و چگونگی تنظیم عدد و معدود و اعراب آن‌ها را دیدیم. حال در این مقاله قواعد مربوط به اعداد مرکب، اعداد معطوف و عقود را خواهیم آموخت و ضمن طرح نکاتی مهم و کاربردی درباره اعداد در زبان عربی، اعداد ترتیبی و چگونگی به‌کارگیری آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

مرکب، عقود و معطوف

می‌خواهیم با سه نوع دیگر از اعداد در زبان عربی آشنا شویم:

  1. اعداد مركب: «اعداد ١١ تا ١٩» را اعداد مرکب می‌گویند. مرکب عددی از دو بخش به هم پیوسته تشكيل شده است مثل: ثلاثة + عشر = ثلاثةَ عشرَ
  2. عقود: اعداد ٢٠، ٣٠، ۴۰، ۵۰، ۶۰، ٧٠، ٨٠ و ٩٠ عقود نام دارند
  3. اعداد معطوف: «اعداد «٢١ تا ٩٩» (به جز عقود) اعداد معطوف هستند. اعداد معطوف هم دو بخشی هستند و بخش دوم آن‌ها بر بخش اول به وسیله واو، عطف شده است مثل: تسع + و + تسعون = تسع وتسعون.

‌معدود 

  • در هر سه نوع اعداد مرکب، عقود و معطوف معدود همواره مفرد و منصوب است. 

جنس عدد

  • جنس عقود برای معدود مذکر و مؤنث یکسان است مثل: ثلاثون ليلةً، تسعون يوما
  • آن چنان که گفتیم اعداد مرکب و معطوف از دو بخش تشکیل شده‌اند مثلا در «خمسة عشر» خمسة كوچكتر از عشر و در «تسع وتسعون» تسع كوچكتر از تسعون است. در اعداد مرکب و معطوف جنس بخش کوچکتر باید مخالف معدود باشد مثل؛ «خمسة عشر عاما» و «تسع وتسعون نعجة» مگر در؛ «۱۱ و ۱۲، ۲۱ و ۲۲، ۳۱ و ۳۲، ۴۱ و ،۴۲ ... ، ۹۱ و ۹۲» که جزء كوچكتر عدد هم از نظر جنس تابع و مطابق با معدود است مثل: أحد عشر كوكبا، إحدى عشرة سيارة، اثنا عشر شهرا، اثنتا عشرة مدينة، واحد وعشرون كتابا، واحدة وستون صفحةً

اعراب عدد

  • هر دو بخش اعداد مرکب مبنی بر فتح است مثل: ثلاثة + عشر = ثلاثةَ عشرَ. فقط در اثنا عشر و اثنتا عشر (۱۲) اعراب بخش اول (اثنان یا اثنتان) اعراب مثنی است و نون آن‌ها هم هنگام اضافه حذف شده است. بخش دوم اعداد اثنا عشرَ و اثنتا عشرةَ (یعنی عشرَ یا عشرةَ) مانند دیگر اعداد مرکب مبنی بر فتح است: جاء اثنا عشرَ رجلا، رأيت اثني عشرَ رجلا، سلمت على اثنتي عشرةَ امرأةً
  • عقود ملحق به جمع مذکر سالم هستند و اعراب آن‌ها اعراب جمع مذکر سالم و تابع نقش آن‌ها در جمله است.
  • در اعداد معطوف هم اعراب بر اساس نقش عدد در جمله تعیین می‌شود. توجه داشته باشید که بخش دوم اعداد معطوف همانند عقود ملحق به جمع مذکر سالم است.

اعداد در زبان عربی

چند نکته بسیار مهم

  1.  در «اعداد مئة، ألف، مليون، مليار» در حالت مثنى مثل؛ دويست، دو هزار، دو ميليون، دو ميليارد و امثال اون نون مثنى به خاطر اضافه حذف می‌شود: مئتَي صفحةٍ، ألفَي عامٍ، مليونَي ريالٍ. 
  2. «مئة» در غیر مجموع و منسوب، جایز است که به شکل «مائة» هم نوشته شود. الف مائة ناخوانا است بنابراین نحوه نطق مئة با مائة تفاوتی ندارد.
  3. در اعدادی مثل ۵۰۰۰ (خمسة آلاف)، ألْف گرچه خودش يك عدد است ولى اين جا به عنوان معدود براى پنج آمده پس پنج هزار، طبق قاعده‌ى اعدادِ مفرد، می‌شود: خمسةُ آلافٍ . در «وأرسلناه إلى مئةِ ألفٍ أو يزيدون»(الصافات/١٤٧) ألف خودش معدودِ مئة و مفرد و مجرور است. 
  4. در اعداد؛ سيصد، چهارصد، پانصد، ... و نهصد، طبق قياس بايد بگویيم: ثلاث مئات یا أربع مئات ولى می‌گوییم: ثلاثمئة، أربعمئة، خمسمئة، ... و تسعمئة.
  5. در اعداد بزرگ، معدود بر اساس جزء آخر عدد تنظيم مى‌شود و همان طور که در نکته شماره ۳ هم گفته شد یک جزء از عدد می‌تواند معدود بخش قبل از خود باشد. با در نظر گرفتن این دو موضوع به اين مثال‌ها دقت كنيد: مئة وأربعة وعشرون ألفَ مرسلٍ (۱۲۴,٠٠٠ پيامبر)، تسعمئة وخمسون عاماً (۹۵۰ سال)، ألف وأربع صفحات (هزار و چهار صفحه)، ثلاثمئة وثلاثةَ عشرَ شخصاً (٣١٣ نفر)، سبعون مليون نَسَمَةٍ (هفتاد ميليون نفر)، سبعة مليارات وثماني نَسَمات (هفت مليارد و هشت نفر)، خمسة ملايين سنةٍ ضوئيةٍ» (پنج ميليون سال نورى)
  6. بِضْع به معناى چند و چندين است و دقيقا هم مانند يك عدد در شكل‌هاى مفرد و مركب و معطوف به كار گرفته می‌شود وتابع قواعد مربوط به همان عدد است: بضعة أعوام، بضعَ عشرةَ طالبةً، بضعة وعشرون يوماً. 
  7. نَيّف هم به معناى چند است با این تفاوت که فقط "بعد از معدودِ عقود و مئة و ألف" به کار می‌رود. نيّف بر خلاف بضع دائما مذكر است و تاء تأنيث قبول نمى‌کند. «عشرون شخصاً ونيّف» يعنى بيست و چند نفر.
  8. اگر معدود از اسم‌های غیر منصرف باشد اعراب آن تابع اسم‌های ممنوع من الصرف است مثل: أربعة دفاترَ که دفاتر منتهی الجموع و ممنوع من الصرف و علامت جر آن فتحه است. (برای اطلاع بیشتر درباره اسم‌های غیر منصرف مراجعه کنید به «مقاله غیر منصرف یا ممنوع من الصرف!»)
  9. در اعداد مركب و معطوف؛ مؤنثِ یک؛ إحدى است اما در معطوف علاوه بر إحدى، واحدة هم به كار مى‌رود. به این عددها توجه کنید: أحد عشر، إحدى عشرة، واحد وثلاثون، إحدى وستون، واحدة وستون.
  10. شينِ «عشرة» در مفرد؛ مفتوح و در اعداد مركب؛ ساكن است. در اعداد مركب؛ فتح شين عشرة هم جايز است. شین «عشر» در اعداد مفرد؛ ساكن و در اعداد مركب؛ مفتوح است. اين مثال‌ها را ببینید: عشَرَةُ كتبٍ، عشْرُ سوَرٍ/ أحدَ عشَرَ رجلًا، إحدى عشْرةَ سيدةً - اثنى عشَرَ رجلًا، اثنتى عشْرةَ سيدةً/ واحدٌ وعشرون رجلًا، إحدى وعشرون سيدةً يا واحدةٌ وعشرون سيدةً.
  11. اعراب ثماني (۸) تابع قواعد اسم‌های منقوص است و در چهار حالت محلّى بأل، مضاف، مركب مع العشرة ومجرد من أل والإضافة بررسی می‌شود. برای اطلاع از جزئیات آن می‌توانید به صفحه اینستاگرام نتحدث مراجعه کنید.

با شرکت در دوره جامع مکالمه زبان عربی در آکادمی نتحدث عربی را مثل حرفه‌ای‌ها بیاموزید

تعریف و تنکیر در اعداد

  • برای معرفه ساختن عدد مرکب به بخش اول آن «ال» اضافه می‌کنیم: اثنتا عشرةَ عينًا ← الاثنتا عشرةَ عينًا
  • برای معرفه ساختن اعداد معطوف «ال» را به هر دو جزء آن اضافه می‌کنیم: ثلاثة وعشرون عاما ← الثلاثة والعشرون عاما
  • برای معرفه ساختن اعداد مفرد جایز است «ال» را به عدد یا معدود یا به هر دو اضافه کنیم: ألف سنة ← الألف سنة، ألف السنة، الألف السنة/ ثمانية أيام ← الثمانية أيام، ثمانية الأيام، الثمانية الأيام

اعداد ترتیبی

همان طور که در قسمت اول مقاله اعداد در زبان عربی گفتیم اعداد به دو دسته اساسی اصلی و ترتیبی تقسیم می‌شوند. اعداد اصلی را به شکل تفصیلی بررسی کردیم حال نوبت می‌رسد به اعداد ترتیبی. اعداد ترتیبی براى بيان رتبه و ترتيب به كار مى‌روند دقيقا مثل: اول، دوم و سوم در فارسی مثلا در عبارت؛ كتاب چهارم، چهارم یک عدد ترتیبی است.

  • اعداد ترتیبی مفرد شامل: أوّل (و مؤنث آن أُولى)، ثانٍ (مؤنث آن ثانية)، ثالث، رابع، خامس، سادس، سابع، ثامن، تاسع، مئة و ألف است. حادي و حادية هم مخصوص مركب و معطوف هستند. 
  • اعداد ترتیبی براى معدود قبل از خود، صفت به حساب مى‌آيند.
  • اعداد ترتیبی از جهت جنس با معدود خود مطابقت دارند مگر در مئة، ألف، مليون و مليار و نیز عقود و بخش دومِ معطوف ، كه در مؤنث و مذکر یکسانند.
  • هر دو جزء اعداد ترتیبی مركب، مبنى بر فتح است. 
  • ساعت و روزهاى ماه با عدد ترتيبى بيان مى‌شوند به جز ساعت ١ كه گفته مى‌شود؛ «الساعة الواحدة» (نه الساعة الأولى). 

اين مثال‌ها را ببينيد: الفصلُ الأولُ، الفصلُ الثاني، السطرُ الثالثُ، المقالةُ الرابعةُ، المقالةُ الخامسةَ عشرةَ، الجزءُ الحاديَ عشَرَ، الساعةُ الحاديةَ عشرةَ، المقالةُ المئةُ، الفصلُ الخمسون، المادةُ الأربعون، اليومُ السابعُ والعشرون.

شواهد

به خاطر سپردن این آیات به یادآوری قواعد مربوط به اعداد بسیار کمک می‌کند:

  • إنّ هذا أخي له تسعٌ وتسعونَ نعجةً ولي نعجةٌ واحدةٌ فقال أكفِلنيها وعزّني في الخطاب
  • وواعدنا موسى ثلاثين ليلةً وأتممناها بعشر فتمّ ميقات ربه أربعين ليلةً 
  • إني رأيت أحد عشر كوكبا والشمس والقمر رأيتهم لي ساجدين
  • إن عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا
  • وإذ استسقى موسى لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرةَ عينًا
  • سخرها عليهم سبعَ ليالٍ وثمانيةَ أيامٍ حسوما
  • فإن لم يكونا رجلين فرجلٌ وامرأتان ممن ترضون من الشهداء
  • ليلة القدر خير من ألفِ شهرٍ