در دفتر اول از مجموعه مقالات اصول و قواعد املای عربی درباره حذف همزه وصل و الف نکاتی مطرح شد. این بار در دفتر دوم گفتگو را درباره حذف و اضافه دیگر حروف در املای عربی پی خواهیم گرفت.

صفحه «کلاس‌های دوره جامع مکالمه زبان عربی» را ببینید:

حذف «تاء»

تاء تأنیث در نسبت و در جمع مؤنث سالم حذف می‌شود مثل: فاطمة فاطميّ، مكّة مكّيّ، فاطمة فاطمات، طالبة طالبات.

حذف «واو»

واو در موارد زیر حذف می‌شود:

  • در فعل مضارع مجزوم و فعل امری که حرف آخر آن‌ها معتل باشد مثل: لم يَبدُ جميلًا، ابدُ جميلًا، که اصل آن‌ها لم يبدو جميلًا و اِبدو جميلًا است.
  • واو زائده «عَمرو» که در حالت تنوین رفع و جر برای جلوگیری از اشتباه با «عُمَر» اضافه شده بود در هنگام تنوین نصب حذف می‌شود مثل: إنّ عَمْرًا بطل. زیرا در این حالت به دلیل وجود الف نصب در عَمرًا احتمال اشتباه شدن آن با عُمَر که غیر منصرف است وجود ندارد. مراجعه کنید به «افزودن واو» در همین مقاله.
  • در کلماتی که دارای دو واو پشت سر هم هستند که اولی مضموم است می‌توان یکی از ‌آن‌ها را در کتابت حذف کرد مثل: داود، طاوس، ناوس، و شاول.
  • واو جمع مذکر سالم و ملحق به آن وقتی به یاء متکلم اضافه شوند حذف می‌شود مثل: معلّمون معلّمِيَّ، بَنون بَنِيَّ.
  • در مضارع و امر و مصدر فعل معتل الاول مثل: وَعَدَ يَعِدُ عِدْ عِدَةً.

صفحه «مکالمه عربی مقدماتی» را ببینید:

حذف «یاء»

یاء در کلمات زیر حذف می‌شود:

  • در فعل مضارع مجزوم معتل الأخر مثل: لَم يَسْعَ.
  • کلمات «أب، أمّ، رَبّ، ابن عمّ، و ابن أمّ» در نداء وقتی که به یاء متکلم اضافه شوند مثل: يا أبِ، يا أمِّ، يا ربِّ، يا بن أمِّ، يا بن عمِّ. همچنین حذف یاء از أبي و أمّي (نه ابن أمّي و ابن عمّي) و جایگزینی آن با تاء کشیده مکسور یا گاهی با تاء مفتوح یا در موارد شاذ تاء مضموم جایز است مثل: يا أبَتِ، يا أبَتَ، يا أبَتُ، يا أمَّتِ، يا أمَّتَ، يا أمَّتُ. گاهی هم تاء و الف هر دو با هم می‌آیند مثل: يا أبَتا و يا أمَّتا.

این مقاله را هم بخوانید:

«اسلوب نداء» یا «منادی و احکام آن در زبان عربی» | دفتر دوم

  • یاء اسم منقوصی که مضاف یا معرّف با أل نباشد در حالت رفع و جر حذف می‌شود مثل: جاء قاضٍ ومُحامٍ، سبحتُ في ماء جارٍ. بنابراین در اسم منقوص مضاف یا معرف با أل و یا منصوب؛ یاء باقی می‌ماند مثل: جاء قاضي المحكمة، شاهدت القاضيَ والمحاميَ يتصافحان، شاهدت قاضيًا عادلًا. (یادآوری: «اسم منقوص» اسمی است که با یاء اصلی غیر مشدد ماقبل مکسور پایان می‌یابد. بر اساس این تعریف اسم‌های مضاف به یاء متکلم و اسم‌های منسوب که یاء در آن‌ها اصلی نیست اسم منقوص به حساب نمی‌آیند.)
  • یاء اسم‌های منقوص در جمع مذکر سالم مثل: المحامون، المحامين.
  • یاء اسم اشاره «تي» وقتی لام بُعد و کاف خطاب بر آن وارد شود مثل: تلك سيارة جميلة.
  • در فعل امر معتل الآخر به طور طبیعی حرف عله چه یاء باشد و چه واو و چه الف در لفظ و خط حذف می‌شود مثل: ارمِ، اجرِ، و امشِ.
  • یاء مثنی هنگام اضافه شدن به یاء متکلم در نصب و جر مثل: زُرت معلّمَيَّ، سلّمت على معلّمَيَّ. ( معلّمَين+ یاء متکلم)
  • یاء جمع مذکر سالم و ملحق به آن هنگام اضافه شدن به یاء متکلم در نصب و جر مثل: معلّمِيَّ ( معلّمِينَ+ یاء متکلم).

حذف «نون»

نون مثنی و جمع مذکر سالم در اضافه حذف می‌شوند مثل: طبيا الأسرة، مسلمو العالم، {تبّت يدا أبي لهب وتبّ}.

صفحه «کلاس‌های میزگرد عربی» را ببینید:

حروفی که اضافه می‌شوند

از جمله حروفی که در کتابت اضافه می‌شوند «الف»، «واو»، و «هاء سکت» هستند که در ادامه آن‌ها را بررسی خواهیم کرد: 

«الف فارقه» یا «الف تفریق»

بعد از واو جماعت در فعل ماضی و فعل مضارع مجزوم و منصوب و فعل امر یک الف ناخوانا اضافه می‌شود. هدف از افزودن این الف ایجاد تمایز بین واو جماعت و دیگر انواع واو است و به همین دلیل به آن «الف فارقه» یا «الف تفریق» گفته می‌شود. انواع دیگر واو به غیر از واو جماعت که نیاز به الف تفریق ندارند عبارتند از:

  1. واو جمع مذکر سالم مضاف مثل: حضر معلّمو المدرسة
  2. واو اسماء سته مرفوعه مثل: جاء أبو زيدٍ
  3. واو اصلی عله در آخر فعل مضارع مثل: الحقّ يعلو
  4. واو أولو (به معنای اصحاب) مثل: جاء أولو العلم.

«الف اطلاق»

«الف اطلاق» الفی است که برای آشکار شدن فتحه‌ی «حرف رَویّ» به آخر بیت شعر اضافه می‌شود. حرف روی آخرین حرف صحیح بیت است که شعر با نام آن شناخته می‌شود مثل قصیده لامیه و تائیه و امثال آن. در بیت «إني ذكرتك بالزهراء مشتاقا ... والأفق طلق ووجه الأرض قد راقا»؛ الف مشتاقا و راقا برای اطلاق است و محلی از اعراب ندارد.

صفحه «کلاس‌های زبان رسانه» را ببینید:

الف «مئة»

«مئة» در شکل مجموع و منسوب همواره بدون الف نوشته می‌شود: المئات، النسبة المئوية. اما در حالت مفرد و مثنی و در ترکیب با اعداد ۳ تا ۹ دو وجه بدون الف و با الف در آن جایز است: مئة مائة، مئتان مائتان، ثلاثمئة ثلاثمائة. در هر حال این الف ناخوانا است. گفته می‌شود که پیش از نقطه گذاری در خط عربی برای جلوگیری از اشتباه شدن «منه» با «مئة» آن را با الف می‌نوشته‌اند ولی امروزه که با وجود نقطه‌گذاری دیگر احتمال این چنین اشتباهی وجود ندارد نوشتن آن لازم نیست و خود می‌تواند موجب خطا در خواندن «مائة» شود.

«الف تنوین نصب»

در آخر اسم‌های منصوب منوّن، الفی به نام «الف تنوین نصب» اضافه می‌شود که تنها در وقف خوانده می‌شود مثل: شاهدت مشهدًا رائعًا. در این حالت بهتر آن است که تنوین روی حرف قبل از الف باشد (رائعًا) نه روی الف (رائعاً).

الف تنوین نصب در اسم‌های زیر نوشته نمی‌شود: 

  1. اسم‌های منتهی به تاء مربوطه مثل: قرأت رسالةً مطوّلةً. 
  2. اسم‌های منتهی به الف مقصوره یا ممدوده مثل: شاهدت فتًى يحمل عصًا.
  3. اسم‌های منتهی به همزه‌ای که قبل از آن الف است مثل: سمعت نداءً.
  4. اسم‌های منتهی به همزه‌ای که روی الف نوشته شده مثل: دخلت مَخبأً.

صفحه «عربی دبیرستان» را ببینید:

افزودن «واو»

واو در کلمات زیر نوشته می‌شود ولی خوانده نمی‌شود:

  • «در أولو و أولي» به معنای اصحاب و «أولات» به معنای صاحبات مثل: جاء أولو الحق و مررت بأولات الجمال.
  • در دو اسم اشاره بدون «ها تنبیه» یعنی «أولاء» و «أولئك» مثل: أولئك قوم أفاضل. «الألی» که موصول و به معنای الذین است بدون واو نوشته می‌شود: نحن الألى قهروا الأعداء.
  • برای متمایز ساختن کلمه «عَمْر» از «عُمَر» در حالت رفع و جر و نیز در نصبِ بدون تنوین؛ یک واو ناخوانا به «عمرو» اضافه می‌شود مثل: جاء عَمرو، مررت بعمرو، استشار معاوية عمرو بن عاص. در حالت نصبِ با تنوین؛ «عَمرًا» بر خلاف «عُمَرَ» که غیر منصرف است تنوین و الف می‌گیرد و در نتیجه احتمال اشتباه بین آن‌ها وجود ندارد و به همین خاطر واو افزوده نمی‌شود مثل: شاهدت عمرًا و شاهدت عمرَ. توجه داشته باشید که برای افزودن واو فارقه عَمر باید علم باشد و نیز مضاف به ضمیر، مصغّر، منسوب، و همراه أل نیز نباشد. بنابراین به عَمر به معنای نرمه گوش، عَمرهم، عُمَير، عَمريّ، و العَمر واو اضافه نمی‌شود.

افزودن «هاء سكت»

هاء سکت هاء ساکنی است که هنگام وقف برای آشکار شدن حرکت آخر کلمه به بعضی کلمات اضافه می‌شود. اثبات و حذف هاء سکت در وقف به طور کلی جایز است. تنها در «فعل امر یک حرفی» مثل: فِهْ (از وفى يفي)، عِهْ (از وعى يعي)، قِهْ (از وقى يقي)، رَهْ، و «ما استفهامیه مجرور بالاضافه» مثل: مجيء مَهْ؟ ثمرُ مَهْ؟ آوردن هاء سکت در وقف الزامی است. (برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به مبحث وقف)

صفحه «دوره آمادگی آزمون اشتمال» را ببینید: