موضوع اضافه در نحو عربی از مباحث قابل توجهی است که نیاز به دقت و تأمل دارد. در دفتر اول از مقالات «اضافه در زبان عربی» به این عناوین می‌پردازیم: تعریف اضافه، انواع اضافه، اضافه محضه (اضافه معنوی) و اضافه غیر محضه (اضافه لفظی)، برخی احکام اضافه، و نحوه استفاده مضاف از مضاف الیه.

صفحه «دوره‌های متنوع آموزش زبان عربی» را در آکادمی نتحدث ببینید:

تعریف اضافه

اضافه نسبتِ تقییدی بین دو اسم است که موجب مجرور شدن اسم دوم به طور مطلق می‌شود. به بیان دیگر اضافه اِسناد یک اسم است به اسم دیگر برای نوعی مقید ساختن که این اسناد موجب مجرور شدن اسم دوم است. در عبارت «کتابُ زیدٍ» لفظ کتاب که مطلق بوده است با اضافه شدن به زید محدودتر و مقید شده است. در اضافه، به اسم اول مضاف گفته می‌شود. اعراب مضاف بر حسب موقعیتش در جمله تعیین می‌شود اما اسم دوم که مضاف الیه نام دارد همواره مجرور است. 

انواع اضافه

اضافه بر دو نوع است: اضافه محضه (اضافه معنوی) و اضافه غیر محضه (اضافه لفظی)

اضافه محضه یا اضافه معنوی

اضافه محضه یا اضافه معنوی اضافه‌ای است که ارتباط میان مضاف و مضاف الیه در آن بسیار قوی است و مضاف با مضاف الیه کامل می‌شود و از آن کسب تعریف یا تخصیص می‌کند. اضافه محضه خالی از تقدیر انفصال نسبت مضاف به مضاف الیه است و این دلیل نامگذاری آن به اضافه محضه است. 

اضافه معنویه همان غرض معنایی را که معمولا بعضی از حروف جر بیان می‌کنند بیان می‌کند و در معنای یکی از حروف جر است مثلا اگر مضاف الیه بیانگر جنس مضاف باشد اضافه در معنای «من بیانیه» است مثل: هذا خاتمُ ذهبٍ به معنای هذا خاتمٌ من ذهبٍ و اگر مضاف الیه ظرف زمان یا مکانی مضاف باشد اضافه در معنای حرف جر «فی ظرفیه» است مثل: الحسين شهيد كربلاءَ یعنی: شهيد في كربلاءَ. {بل مكرُ الليلِ والنهار}. در موارد بسیاری اضافه محضه در معنای «حرف جر لام» به معنای ملکیت یا شبیه آن است مثل: أخو زيد به معنای أخ لزيد، اسم زيد به معنای اسم لزيد، دار زيد یعنی دار لزيد و برعکس آن صاحب الدار صاحب للدار.

صفحه «دوره آمادگی آزمون اشتمال» را ببینید:

اضافه غیر محضه یا اضافه لفظی

اضافه غیر محضه یا اضافه لفظی؛ اضافه شدن مشتق عامل (یعنی اسم فاعل، اسم مفعول، و صفت مشبهه) به معمول خود در زمان حال و آینده یا مجرد از زمان به شکل دائم است مثل: «زيدٌ مُشرق الوجهِ، مستقيم الخلُقِ، حَسنُ العشرةِ، مأمونٌ الجانبِ».

در اضافه غیر محضه مضاف از مضاف الیه کسب تخصیص یا تعریف نمی‌کند و در معنای حرف جر نیز نیست بلکه هدف از آن تنها تخفیف در لفظ است. «زيدٌ مُشرقُ الوجهِ» در واقع «زيدٌ مُشرقٌ وجهُه یا مشرقٌ الوجهِ» بوده که با اضافه شدن، تنوین و ضمیر از کلام حذف شده است.

در اضافه غیر محضه تقدیر انفصالِ نسبت مضاف به مضاف الیه ممکن است مثلا به جای «هذا الرجل طالبُ علمٍ» می‌توانیم بگوییم «هذا الرجل طالبٌ علمًا».

این مقاله‌ها را هم بخوانید:

برخی احکام اضافه

مضاف الیه باید مجرور باشد چه لفظا مثل: مررت بدار زيدٍ، و چه محلا در مبنیات مثل: كتابَ من قرأت؟ 

تنوین و نایب آن یعنی نون مثنی و جمع مذکر سالم و اسم‌های ملحق به آن دو پس از اضافه حذف می‌شوند: ركبت سيارة خليل، يسير الناس على جانبَي الطريق، حاملو العلم محترمون. جاء مهندس البناء وحارساه وعاملوه.

در اضافه محضه الف و لام تعریف باید از ابتدای مضاف حذف شود اما در اضافه غیر محضه الف و لام با شروط زیر می‌تواند بر سر مضاف باقی بماند:

  • اگر مضاف الیه دارای أل باشد مثل: أنت الحافظ الودِّ.
  • اگر مضاف الیه مضاف به اسمی باشد که دارای أل است مثل: الامُّ هي الجامعةُ شملِ الأسرة.
  • اگر مضاف الیه مضاف به اسم متصل به ضمیر عائد به اسم محلی به أل باشد مثل: العلم أنتم القاطفو ثمرتِه، والمجد أنتم المدركو قيمتِه.
  • اگر مضاف مثنی یا جمع مذکر سالم باشد مثل: مررت بالمالكَي داري والبنّائي متجري.

صفحه «کلاس‌های خصوصی زبان عربی» را ببینید:

استفاده مضاف از مضاف الیه

مضاف چند خصوصیت را از مضاف الیه کسب می‌کند از جمله: تعریف و تخصیص، صدارت، ظرفیت، مصدریت، تذکیر و تأنیث و بناء.

تعریف یا تخصیص

مضاف از مضاف الیهِ معرفه، کسب تعریف و از مضاف الیه نکره کسب تخصیص می‌کند مگر در اسم‌های موغله در ابهام که اضافه شدن به معرفه آن‌ها را معرفه نمی‌کند بلکه کماکان می‌توانند در موقعیت اسم های نکره باقی بمانند مثلا صفت واقع شوند برای یک اسم نکره مثل «أكرمت رجلا غيرك أو سواك أو نظيرك أو شبهك أو مثلك» یا حال قرار بگیرند مثل «وصل زيدٌ وحده»

بخش نکره متوغله در ابهام را در این مقاله بخوانید:

صدارت

وقتی مضاف الیه از اسم‌هایی مثل اسم‌های شرط و استفهام باشد که واجب الصداره (اصطلاحا صدارت طلب) هستند مضاف نیز از آن‌ها کسب صدارت می‌کند مثل وجوب تقدیم مبتدا در: كتابُ من معك؟، و وجوب تقدیم خبر در: مساءَ أيِّ يومٍ زواجُك؟، تقدیم مفعول به: كتابَ من تقرأ؟ و تقدیم جار و مجرور: مِن غلامِ أيِّهم أفضل؟

صفحه «گفتگوی تخصصی عربی» را در آکادمی تخصصی نتحدث ببینید:

ظرفیت

کلّ و بعض یا آن چه که دلالت بر کلیت و جزئیت دارد وقتی به مکان یا زمان اضافه شوند از آن‌ها کسب ظرفیت می‌کنند. مثل سافرت كلَّ النهارِ وسرت كلّ َالأميال، {تؤتي أكلها كلَّ حينٍ بإذن ربها}

مصدریت

مضافی که مصدر نیست از مضاف الیه کسب مصدریت می‌کند مثل {وسيعلم الذين ظلموا أيَّ منقلبٍ ينقلبون} که در اصل بوده "وسيعلم الذين ظلموا ينقلبون أيَّ منقلبٍ" «أيَّ» مفعول مطلق و منصوب است و مصدریت خود را از مصدر میمی «منقلبٍ» که به آن اضافه شده کسب کرده است.

تذکیر و تأنیث

مضاف مذکر می‌تواند تأنیث مضاف الیه مؤنث را به خود بگیرد با این شرط که مضاف صلاحیت حذف شدن و جایگزینی با مضاف الیه را داشته باشد. مثل جاءت بعضُ الفتيات. «وما حبُّ الديار شغفن قلبي ... ومن حبُّ من يكن الديارا»، {يومَ تجد كلُّ نفسٍ ما عملت من خير محضرا}. با این ملاک جمله "كتابُ فاطمةَ مجلدةٌ" صحیح نیست.

مضاف مؤنث در موارد اندکی مذکر بودن را از مضاف الیه مذکر کسب می‌کند مثل: «إنارة القلب مكسوفٌ بطوع الهوى ... وعقل غاضب الهوى يزداد تنويرا»، در آیه کریمه {فظلّت أعناقهم لها خاضعين} به دلیل اینکه مذکر بودن ضمیر «هم» به أعناق سرایت کرده در ادامه فرموده خاضعین و نه خاضعات. بر اساس ملاک صلاحیت حذف مضاف و جایگزینی مضاف الیه؛ عبارت "قام امرأةُ زيدٍ" صحیح نیست.

صفحه «کلاس‌های زبان رسانه» را ببینید:

بِناء 

استفاده مضاف معرب از بنای مضاف الیه مبنی در سه موضع جایز است:

  • اگر مضاف از اسم‌های موغله در ابهام باشد و مضاف الیه یک اسم مبنی باشد مضاف می‌تواند مبنی شود. در جمله «ما مثلك أحدٌ» «مثل» خبر مقدم برای أحد و دارای دو اعراب است: مرفوع یا مبنی بر فتح در محل رفع.
  • اگر مضاف زمان مبهم و مضاف الیه اسم مفرد مبنی باشد بناء (نه حرکت بناء) را از مضاف الیه دریافت می‌کند: {يبصّرونهم يودّ المجرم لو يفتدي من عذاب يومِئذٍ ببنيه} «یوم» مضاف الیه و مجرور یا مبنی بر فتح در محل جر است که مبنی بودن را از ظرف «إذ» گرفته است. «إذ» خود مبنی بر سکون در محل جر بالاضافه است و تنوین آن تنوین عوض از جمله‌ای است که ظرف به آن اضافه می‌شود. در آیه کریمه نافع و کسایی و ابوجعفر یومئذٍ را با فتح میم یومَئذٍ و باقی قراء با کسر میم یومِئذٍ خوانده‌اند.
  • اگر مضاف اسم زمان معرب و مضاف الیه جمله باشد. «على حين عاتبت المشيب على الصبا ... وقلت ألمّا أصْحُ والشيب وازعُ» «حین» می‌تواند مجرور یا مبنی بر فتح در محل جر باشد.

صفحه «مکالمه عربی مقدماتی» را ببینید: