صفت مشبهه یکی دیگر از مشتقاتی است که عمل فعل را انجام می‌دهد. در دفتر پنجم از مجموعه مقالات نظریه عامل با ارائه تعریف صفت مشبهه، چگونگی ساخت صفت مشبهه از فعل‌های ثلاثی مجرد و افعال غیر ثلاثی را می‌آموزیم و آنگاه به شرح عمل صفت مشبهه و احکام آن و همچنین شباهت‌ها و تفاوت‌های صفت مشبهه با اسم فاعل می‌پردازیم.

این مقاله‌ها را هم بخوانید:

صفحه «کلاس‌های دوره جامع مکالمه زبان عربی» را ببینید:

صفت مشبهه

صفت مشبهه یا به عبارت کامل‌تر صفت مشبهه به اسم فاعل؛ وصفی است که عموما از فعل لازم مشتق می‌شود تا معنای ثابتی را برای موصوف خود بیان کند مثل: حَسَن، کَریم، و أسوَد. صفت مشبهه چون یک صفت ثابت را بیان می‌کند بنابراین دلالت آن مجرد از زمان است و معنای موصوف در آن با تغییر زمان دچار تجدید و تغییر نمی‌شود. بر خلاف اسم فاعل در مثل زید قائم که بر یک صفت عارض و متجدد دلالت دارد و زید که الآن ایستاده ممکن است که بعدا بنشیند یا قبلا نشسته باشد.

ساخت صفت مشبهه و احکام آن

صفت مشبهه اصالتا از ثلاثی مجرد و بیشتر از دو باب «فَعِلَ یَفعَل» مثل أكحل از كحِل يكحَل و «فَعُلَ یَفعُل» مثل شريف از شرُف يشرُف و در موارد اندکی از ابواب دیگر مثل: سيّد از ساد يسود، ضيّق از ضاق يضيق، و حریص از حرَص يحرِص ساخته می‌شود.

صفت مشبهه از فعل‌های ثلاثی مجرد بر ١٢ وزن بناء می‌شود:

  • أفعَلُ که مؤنث آن فَعْلاء است و بر رنگ و عیب و زینت دلالت دارد مثل: أحمر حمراء، أعرج عرجاء، أحوَر حَوراء
  • فَعْلانُ که مؤنث آن فَعْلى است و بر پُر یا خالی بودن دلالت دارد مثل: عطشان عطشی
  • فَعَل: حَسَن، بَطَل
  • فُعُل: {الجار الجُنُب}
  • فُعال:شُجاع، فُرات
  • فَعال: رجل جَبان، امرأة حَصان
  • فَعْل: سَبط (بمعنى قصير)، ضَخْم
  • فِعْل: صِفْر، مِلْح
  • فُعْل: حُرّ، صُلب
  • فَعِل: فَرِح، نَجِس
  • فاعِل: صاحِب، طاهِر
  • فَعيل: بَخيل، كَريم

صفحه «کلاس‌های خصوصی زبان عربی» را ببینید:

در افعال غیر ثلاثی صفت مشبهه بر وزن اسم فاعل و اسم مفعولی ساخته می‌شود که از آن اراده ثبوت شده است مثل: مُعتدِلُ القامة، مُستقيمُ الأطوار، مُشتَدُّ العزيمة.

به طور کلی هرگاه از اسم فاعلی که از فعل لازم گرفته شده و از اسم مفعولی که از فعل متعدی یک مفعولی گرفته شده است قصد و اراده ثبوت شود هر دو آن‌ها به منزله صفت مشبهه خواهند بود مثل: «زيدٌ صادقٌ (الصادقُ) وعدُه» و «صادقٌ (الصادقُ) وعدًا » و «صادقُ (الصادقُ) الوعدِ». «زيدٌ طاهر القلب، ناعم العيش، معتدل الرأي، مستقيم الطريقة، مرضيّ الخلق، مهذّب الطبع، ممدوح السيرة». مرفوع اسم مفعول در این حالت فاعل نامیده می‌شود نه نایب فاعل چرا که صفت در این جا ثابت است نه حادث.

هر کلمه مشتق از ثلاثی اگر در معنای «فاعل» باشد ولی بر وزن فاعل نباشد صفت مشبهه است مثل: حسن، جبان، شجاع، صُلب، شيخ، أشيب، طيب.

اگر از صفت مشبهه اراده معنای حدوث و تجدد شود بر وزن اسم فاعل بیان می‌شود مثل: ضاجر أمس وطارب اليوم.

وزن فَعیل اگر صفت مشبهه باشد مثل ندیم، و یا اگر به معنای فاعِل و مُفاعِل باشد مثل رحیم به معنای راحم و جليس به معنای مُجالِس، در مؤنث تاء تأنیث قبول می‌کند مثل: نديمة، رحيمة، و جليسة. اما اگر به معنای مفعول باشد مثل: قَتيل به معنای مقتول، در صورتی که موصوف آن ذکر شود مذکر و مؤنث در آن یکسان است مثل: رَجل جَريح وامرأة جَريح. در موارد اندکی مثل: «صفة ذميمة وسيرة حميدة» با وجود ذکر موصوف، در مؤنث تاء تأنیث می‌گیرد.

صفحه «آمادگی آزمون اشتمال» را ببینید:

کلاس اشتمال

عمل صفت مشبهه

صفت مشبهه عمل اسم فاعل متعدی یک مفعولی را انجام می‌دهد و با شروط عملِ اسم فاعل و البته بدون شرط حال و استقبال، معمول خود را مرفوع و منصوب می‌کند. (مراجعه کنید به شروط عمل اسم فاعل در نظریه عامل | دفتر سوم؛ صفات شبیه به فعل | عمل اسم فاعل و صیغه‌های مبالغه)

معمول صفت مشبهه

صفت مشبهه می‌تواند همراه با أل و یا بدون أل باشد مثل: الحَسن و حَسن. در مقابل؛ معمول صفت مشبهه دارای شش حالت به شرح زیر است:

  1. مقرون به أل: الحسن الوجه، حسن الوجه.
  2. مضاف به آن چه که مقرون به أل است: الحسن وجهُ الأب، حسنٌ وجهُ الأب.
  3. مضاف به ضمیر موصوف: مررت بالرجل الحسنِ وجهُه، مررت برجلٍ حسنٍ وجهُه.
  4. مضاف به مضاف به ضمیر موصوف: مررت بالرجلِ الكريمِ خلقُ غلامِه، مررت برجلٍ كريمٍ خلقُ غلامِه.
  5. مضاف به خالی از أل و اضافه: الحسنُ وجهُ أبٍ، حسنٌ وجهُ أبٍ.
  6. خالی از أل و اضافه: الحسنُ وجهًا، حسنٌ وجهًا.

در این ۶ حالت، سه وجه اعرابی برای معمول جایز است:

  • رفع بنا بر فاعلیت. در این حالت صفت باید خالی از ضمیر باشد چرا که نمی‌تواند دو فاعل داشته باشد. در «الخطيب طلقٌ لسانُه» طلق خبرِ مبتدا، لسان فاعل صفت مشبهه (بنا بر قول دیگر فاعل ضمیر مستتر و لسان بدل از آن)، و هاء مضاف الیه.
  • نصب بنا بر شبه مفعولیت اگر معرفه باشد ، و نصب بنا بر شبه مفعولیت یا تمییز در صورتی که نکره باشد. مثال معرفه: أخوك حسنٌ رأيَه. و مثال نکره: العدوّ شديدٌ بأسًا. بأس می‌تواند تمییز یا شبیه به مفعول‌به باشد که قول به تمییز ارجحیت دارد.
  • جرّ با اضافه مثل: جارُنا كريمُ الطبعِ. اضافه شدن صفت مشبهه محلّی به أل تنها به اسم محلّی به أل یا مضاف به محلّی به أل جایز است (یعنی تنها در دو حالت اول از حالت‌های ششگانه معمول صفت مشبهه) مثل: أنت الطيّبُ المعشرِ الوفيُّ العهدِ، أنت الشديدُ احترامِ القِيَمِ الحسنُ أداءِ الواجبِ.

بر این اساس چهار حالتی که جر با اضافه در آن‌ها جایز نیست هنگامی است که صفت مشبهه همراه با أل باشد و معمول آن مضاف به ضمیر موصوف مثل «جاء خالد الحسن خلُقه»، یا مضاف به مضاف به ضمیر موصوف مثل «جاء خالد الكريمُ خلُقُ والده»، یا مضاف به خالی از أل و اضافه مثل «جاء خالد الكريمُ خلُقُ والدٍ»، و یا خالی از أل و اضافه مثل «جاء خالد الكريمُ خلُقًا»، باشد.

صفحه «کلاس‌های آکادمی تخصصی نتحدث» را ببینید:

تفاوت صفت مشبهه با اسم فاعل

  • صفت مشبهه دلالت بر ثبوت دارد و به همین دلیل مخصوص زمان حاضر دائم است و تنها اختصاص به گذشته یا آینده ندارد اما اسم فاعل بیانگر معنای حدوث است و اختصاص به یکی از سه زمان گذشته و حال و آینده دارد.
  • صفت مشبهه به شکل قیاسی از فعل لازم ساخته می‌شود مثل: هذا القارئ حسَنُ الصوتِ، اما اسم فاعل قیاسا هم از لازم و هم از متعدی ساخته می‌شود مثل: الباطل منهزم، لست بالمنكِر معروفَك .
  • موازنه صفت مشبهه با فعل مضارع لازم نیست. منظور از موازنه تساوی تعداد حروف ساکن و متحرک در فعل و صفت، و یکسان بودن ترتیب آن‌هاست. (در موازنه یکی بودن نوع حرکت شرط نیست). در مثل طاهِرُ القلب و مُنْطَلِقُ اللسان موازنه با فعل يَطْهَرُ و يَنْطَلِقُ برقرار است، اما در غالب حالات مثل: حَسَنٌ و ظَريفٌ موازنه با فعل‌های يَحْسُنُ و يَظْرُفُ برقرار نیست. این بر خلاف اسم فاعل است که باید متوازن با فعل مضارع باشد مثل: كاتِبٌ يَكْتُبُ، مُرْتَفِعٌ يَرْتَفِعُ.
  • بهتر آن است که صفت مشبهه به «فاعل خود در معنی» اضافه شود مثل: «الحسنُ الخُلُقِ محبوبٌ» که در اصل «الحسنُ خُلُقُه محبوبٌ» بوده است. «بيضُ الوجوهِ كريمةٌ أحسابُهم … شُمُّ الانوفِ من الطراز الأول»، این در حالی است که اضافه شدن اسم فاعل به فاعل آن ممنوع است مثلا برای گفتن «خالدٌ ضاربٌ أبوه عمرًا» نمی‌توان گفت: "خالدٌ ضاربُ الأبِ عمرًا" چرا که ممکن است این اشتباه پیش آید که خالد به مفعول خود اضافه شده و اصل جمله "خالد ضاربٌ أباه" بوده است. اما اگر وزن فاعل از فعل لازم گرفته شده باشد و بر ثبوت و دوام دلالت داشته باشد اضافه شدن آن به فاعلش جایز است چرا که دیگر صفت مشبهه است نه اسم فاعل مثل: طاهرُ القلبِ مستريحٌ. همچنین اگر از فعل متعدی یک مفعولی مشتق شده باشد در صورتی که قرینه‌ای موجود باشد که مانع التباس و اشتباه در معنی شود باز اضافه شدن اسم فاعل به مرفوع آن جایز است مثل: «محمدٌ راحِمُ الأبناءِ» به معنای این که «إن أبناءه راحمون الناسِ» نه این محمد رحم کننده بر فرزندانش باشد.
  • صفت مشبهه هیچگاه از معمول خود جدا نمی‌شود، اما بین اسم فاعل و معمولش می‌توان فاصله انداخت مثل: أنا زائرٌ غدًا حِمصَ.
  • معمول منصوب صفت مشبهه بر آن مقدم نمی‌شود مثل: «أخوك حسنٌ رأيَه» که نمی‌توان گفت: "أخوك رأيَه حسنٌ"، بر خلاف اسم فاعل که تقدیم منصوبش بر آن جایز است: «خالدٌ كاتبٌ الدرسَ» و «خالدٌ الدرسَ كاتبٌ»
  • صفت مشبهه تنها در معمول سببی (غیر اجنبی) عمل می‌کند. منظور از معمول غیر اجنبی در این جا اسم ظاهر متصل به ضمیر ملفوظ یا مقدری است که به صفت مشبهه باز می‌گردد و معمول را به صفت مشبهه مربوط می‌سازد. ضمیر ملفوظ مثل: «زيدٌ حَسَنٌ خُلُقُه» یا «زيدٌ حَسَنٌ الخُلُقُ منه» و ضمیر مقدر مثل: هذا الرجلُ سهلُ الخليقةُ [منه]. اما اسم فاعل؛ هم در معمول سببی و هم در معمول اجنبی عمل می‌کند مثل: «زيدٌ مُکرمٌ ضَیفَه» و «عمروٌ مؤدِّبٌ المذنبَ» و «خالد كاتبٌ الدرسَ»

صفحه کلاس‌های مکالمه عربی مقدماتی را ببینید:

مکالمه عربی مقدماتی

شباهت صفت مشبهه با اسم فاعل

  • صفت مشبهه مانند اسم فاعل دلالت بر حدث و صاحب آن دارد.
  • صفت مشبهه مانند اسم فاعل می‌تواند مثنی و جمع و مذکر و مؤنث داشته باشد.
  • همان طور که اسم بعد از اسم فاعل متعدی؛ بنا بر مفعولیت منصوب می‌شود اسم معرفه پس از صفت مشبهه هم می‌تواند بنا بر شباهت به مفعول‌به منصوب باشد.