در آغاز دوره آموزش جامع مکالمه زبان عربی معمولا زمان قابل توجهی را به آموزش فعل و صیغه‌های آن و مهارت‌آموزی در به کارگیری ضمایر اختصاص می‌دهم که این خود نیازمند تمرینات برنامه‌ریزی شده در کلاس است. در این میان یکی از چیزهایی که گاهی موجب سردرگمی زبان آموزان در تشخیص ریشه و صیغه فعل می‌شود نون وقایه است. راستش را بخواهید دقیقا نمی‌دانم به چه دلیل ولی اصولا صحبت از نون وقایه را تا مدت‌ها به تأخیر می‌اندازم. در این مقاله سعی کرده‌ام مجموعه‌ای از احکام نون وقایه را با یک تقسیم‌بندی روشن ارائه کنم.

نون وقایه

در زبان عربی حرف قبل از ضمیر یاء متکلم به منظور تناسب با یاء کسره می‌گیرد مثل: كتابٌ ← كتابِي. در مقابل کلماتی وجود دارند که یا در آخر خود کسره نمی‌پذیرند مثل فعل‌ها، و یا حرکت آخر آن‌ها تغییر نمی‌کند مثل مبنیات. در این گونه الفاظ برای جلوگیری از مکسور شدن یا تغییر حرکت آخر کلمه یک نون وقایه قبل از ضمیر یاء متکلم قرار می‌گیرد مثل: أكرمَني، يُكرمُني، أكرِمْني، تكرمونني، أكرمْتَني، أكرمَتْني، أكرَمنَني / رُوَيدَني، علَيكَني / مِنّي، عَنّي. علاوه بر این نون وقایه در عباراتی مثل «أكرمني أبي» مانع التباس در معنا می‌شود چرا که اگر نون وقایه در این جا نبود فعل با مسند به یاء مخاطبه اشتباه می‌شد؛ "أكرمي أبي". نون وقایه گاهی هم برای اجتناب از التقاء ساکنین آورده می‌شود‌ مثل: «أكرموني». به طور خلاصه؛ نون وقایه نونی است که با ایجاد فاصله بین ضمیر یاء متکلم و کلمه قبل از آن، از تغییر حرکت حرف آخر کلمه یا التباس در معنا و یا التقاء ساکنین جلوگیری می‌کند. نون وقایه می‌تواند قبل از یاء متکلم مفتوح یا ساکن قرار گیرد. گاهی با آمدن نون وقایه یاء متکلم پس از آن حذف می‌شود؛ در این حالت کسره نون وقایه نشانه یاء متکلم محذوف است: {وإذا مرضت فهو يشفينِ}، {فيقول ربّي أكرمنِ}، {فيقول ربّي أهاننِ}.

این مقاله را هم بخوانید:

وجوب اتصال نون وقایه

هنگام اتصال کلمات زیر به یاء متکلم آوردن نون وقایه واجب است:

  • فعل‌های ماضی، مضارع و امر: {رب إنهم عصوني}، {أتجادلونني في أسماء سمّيتموها}، {فاذكروني أذكركم}. نون وقایه بر فعل‌های غیر متصرف مثل لیس عسی، ماخلا، ماعدا و حاشا نیز وارد می‌شود.
  • اسم فعل: نون وقایه به اسم فعل امر قیاسی یعنی اسم فعل امری که بر وزن «فَعالِ» است وجوبا متصل می‌شود مثل: دراكني به معنای أدركني، تراكني به معنای اتركني.
  • أفعل تعجب: آنانی که أفعل تعجب را فعل می‌دانند قائل به وجوب آوردن نون وقایه پس از آن هستند: ما أفقرني إلى عفو ربي
  • «مِن» و «عن»: در بین حروف جر دو حرف «مِن و عن» هنگام اتصال به یاء متکلم باید نون وقایه بگیرند (مِنّي، عنّي). بقیه حروف جرّ نون وقایه نمی‌پذیرند.

نون وقایه و اسم‌ها

اسم‌ها به دلیل دارا بودن قابلیت پذیرش کسره و اعراب جرّ نیازی به نون وقایه ندارند اما «لدن» و «اسم‌های فعل» گاهی با نون وقایه همراه می‌شوند. «لدنی» در آیه کریمه {قد بلغت من لدني عذرا} بدون نون وقایه با تخفیف نون، و نیز با نون وقایه و ادغام و تشدید نون خوانده شده است. در مورد أسماء أفعال همان طوری که قبلا گفته شد نون وقایه به اسم فعل امری که بر وزن «فَعالِ» است وجوبا متصل می‌شود، و همچنین پس از برخی دیگر مثل: عليكني به معنای الزمني، هبني به معنای احسبني، رويدني به معنای أمهلني، قدني و قطني به معنای «حسبي» قرار می‌گیرد. در مورد قد و قط آوردن نون وقایه جایز است و می‌توان گفت قدني درهم و قدي درهم، قطني درهم و قطي درهم. نون وقایه بر بعضی اسم فعل‌های سماعی مثل هيهات و شتّان و أفّ وارد نمی‌شود.

نون وقایه و حروف مشبهه بالفعل

به طور کلی هنگام اتصال یاء متکلم به حروف مشبهة بالفعل آوردن یا نیاوردن نون وقایه مجاز است: إنّي و إنّني / أنّي و أنّني / كأني و كأنّني / لكنّي و لكنّني، {إنّني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدني}، {إنّي أنا ربك فاخلع نعليك}. در لعلّ نون وقایه غالبا آورده نمی‌شود یعنی بیشتر گفته می‌شود لعلّي نه لعلّني: {فقال لأهله امكثوا إنّي آنست نارا لعلّي آتيكم منها بقبس}. در مورد ليتَ بیشتر ليتَني به کار می‌رود نه ليتي: {يقول يا ليتَني قدّمت لحياتي}

نون وقایه و أمثله خمسه

هنگام اتصال افعال خمسه به یاء متکلم در حالت رفع، دو نون رفع و وقایه در کنار هم قرار می‌گیرند که در این حالت سه شکل اظهار هر دو نون، ادغام آن‌ها، و حذف یکی از آن دو جایز است. در {أتعدانِني أن أخرَجَ} نون رفع و وقایه هر دو اظهار شده‌اند. در آیه {قال أتحاجّوني في الله وقد هدان} نافع و ابن عامر أتحاجّوني را با تخفیف نون یعنی حذف یکی از دو نون، و باقی قراء با تشدید و ادغام دو نون خوانده‌اند. تأمروني را در {أفغير الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون} ابن عامر (بخلف عن ابن ذكوان) تأمرونَني، نافع و أبوجعفر تأمروني با تخفیف نون، و بقیه تأمرونّي با نون مشدّده خوانده‌اند. با توجه به این که رفع افعال خمسه با ثبوت نون است این طور بر می‌آید که در حالت رفع این نون وقایه است که حذف شده نه نون رفع فعل مضارع.

برای آگاهی بیشتر درباره أمثله خمسه در فعل مضارع و علامت رفع در آن‌ها مراجعه کنید به مقاله: سخنی در اعراب | دفتر دوم؛ «علامت‌های رفع»

صفحه «دوره‌های تخصصی آکادمی نتحدث» را ببینید:

آموزش تخصصی عربی

اعراب نون وقاية

نون وقایه محلی از اعراب ندارد و عامل هم نیست اما دقت در اعراب کلمات مرتبط با آن به فهم بهتر احکام نون وقایه کمک می‌کند. در این جا به اعراب بخش‌هایی از آیه ۱۵۰ سوره مبارکه أعراف برگرفته از دو کتاب إعراب القرآن محمود صافی و إعراب القرآن للدعاس می‌پردازیم.

{ولمّا رجع موسى إلى قومه غضبان أسفا قال بئسما خلفتموني من بعدي أعجلتم أمر ربكم وألقى الألواح وأخذ برأس أخيه يجرّه إليه قال ابن أم إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلونني فلا تشمت بي الأعداء ولا تجعلني مع القوم الظالمين}

  • «خلفتموني» فعل ماض مبني على السكون لاتصاله بتاء الفاعل المتحركة، والميم لجمع الذكور وقد أشبعت حركة الميم الضمة إلى الواو، والنون للوقاية، والياء مفعول به، والجملة في محل نصب صفة ما. 
  • «استضعفوني»: فعل ماض وفاعله، والنون للوقاية والياء ضمير مفعول.
  • «يقتلونني»: فعل مضارع مرفوع وعلامة الرفع ثبوت النون والواو فاعل والنون الثانية للوقاية والياء مفعول به.
  • «لا تجعلني»: لا ناهية جازمة، تجعل مضارع مجزوم والفاعل ضمير مستتر تقديره أنت والنون للوقاية والياء مفعول به.