همان طور که در بخش‌های قبلی مجموعه مقالات ضمیر در زبان عربی دیدیم ضمیر اشاره‌ کنایه‌ای است که به جای اسم ظاهر قرار می‌گیرد. آموختن دقیق مبحث ضمیر در پیشبرد همه مهارت‌های نوشتن، خواندن، استماع، و مکالمه عربی نقش مؤثری دارد. در این مقاله بر آنم تا از بین ضمایر مختلفی که در زبان عربی وجود دارد به شرح و بیان ضمیر شأن و احکام آن بپردازم. تشخیص و شناخت ضمیر شأن تا حد زیادی به مهارت شما در خواندن متون بستگی دارد.

این مقاله‌ها را هم بخوانید:

ضمیر شأن

در زبان عربی گاهی برای جلب توجه شنونده و اعلان این که می‌خواهیم درباره یک موضوع مهمی صحبت کنیم ضمیری را به عنوان مقدمه پیش از جمله اصلی می‌آوریم. مرجع این ضمیر قبل از آن نیامده و لذا ابهامی در شنونده ایجاد می‌کند که موجب جلب توجه و اشتیاق او به شنیدن و دنبال کردن موضوع می‌شود. در این حالت شنونده منتظر می‌ماند تا جمله اصلی مورد نظر ما معنای این ضمیر را برای او تفسیر و روشن کند و از مفهوم آن رفع ابهام کند. در زبان عربی به این چنین ضمیری ضمیر شأن گفته می‌شود. در ترجمه جمله «هو زيدٌ قائمٌ» می‌گوییم: موضوع (یا شأن یا امر یا قصه یا حکایت) این است که زید ایستاده است.

احکام ضمیر شأن

  1. ضمیر شأن همیشه به شکل صیغه مفرد غایب می‌آید و مثنی و جمع نمی‌شود تا با شأن یا قصه مطابقت داشته باشد. این ضمیر در بیشتر حالات مفرد مذکر است که اراده‌ی شأن و حال و امر از آن می‌شود. گاهی هم مفرد مؤنث می‌آید که به معنای مسأله و قصه اشاره دارد و در این صورت به نام ضمیر حکایت یا قصه نامیده می‌شود. {إنه لا يفلح الكافرون}، {فإنّها لا تعمى الأبصار ولكن تعمى القلوب التي في الصدور}، {إنّه مَن يتّقِ ويصبر فإنّ اللهَ لا يضيع أجر المحسنين} 
  2. ضمیر شأن همیشه یا مبتدا است و یا این که اصل آن مبتدا بوده و ناسخی بر آن وارد می‌شود. جمله بعد از ضمیر شأن هم خبر است. بدین‌ترتیب تنها مبتدا و نواسخ مبتدا هستند که در ضمیر شأن عمل می‌کنند. {فإذا هي شاخصة أبصار الذين كفروا}، {إنه لا يفلح الظالمون}، {إنه لا يفلح الظالمون}
  3. ضمیر شأن بر حسب عوامل وارد بر آن به شکل منفصل و متصل بارز و متصل مستتر دیده می‌شود. ضمیر شأن وقتی مبتدا یا اسم ما حجازیه (ما شبیه به لیس) باشد منفصل است. برای اطلاع درباره ما شبیه به لیس مراجعه کنید به مقاله اسلوب نفی | دفتر دوم؛ «لَیس و حروف شبیه به آن». ضمیر شأن متصل اما مخصوص «إنّ و اخوات آن» و «افعال قلوب» است. ضمیر شأنی که بعد از إنّ و اخوات آن آمده در محل نصب اسم إنّ و ضمیر شأنی که بعد از افعال قلوب می‌آید در محل نصب مفعول‌به اول است. اسم أنْ و کأنْ مخففه ضمیر شأنی است که وجوبا حذف شده است. مثل: علمت أنْ زيدٌ قائمٌ. {علم أن سيكون منكم مرضى}. اضافه بر اسم أن و کأن مخففه در مثل «كان عليٌّ عادلٌ»  هم ضمیر شأن مستتر است. کان: فعل ماضی ناقص مبنی بر فتحه ظاهر و اسم آن ضمیر شأن محذوف در محل رفع / عليّ: مبتدا و مرفوع با ضمه ظاهره / عادل: خبر مبتدا، مرفوع با ضمه ظاهره / جمله عليٌّ عادلٌ: در محل نصب خبر کان
  4. خبر ضمیر شأن نمی‌تواند مفرد باشد و حذف و تقدیر یکی از ارکان آن هم جایز نیست. در جمله‌ای که با ضمیر شروع می‌شود و خبر آن مفرد است دیگر آن ضمیر ابتدایی ضمیر شأن نیست بلکه ضمیری است که به متأخر بر می‌گردد. مثل: عرفته علیًّا، و رُبّه طالبا.
  5. خبر ضمیر شأن حاوی ضمیری که به ضمیر شأن برگردد نیست {قل هو الله أحد}. چرا که ضمیر شأن (مبتدا) و جمله خبر هر دو بر یک مفهوم دلالت دارند و یکسانند و هنگامی که خبر عین مبتدا باشد دیگر نیازی به عائد یا رابطی که آن را به مبتدا مرتبط سازد ندارد.
  6. تقدیم جمله خبر بر ضمیر شأن جایز نیست و جمله تفسیر باید حتما بعد از ضمیر شأن بیاید چرا که مفسِّر پیش از مفسَّر نمی‌آید. توجه دارید که ضمیر شأن پیش از خود مرجعی ندارد و مرجع آن مضمون جمله مفسره بعد از آن است.
  7. ضمیر شأن هیچ تابعی مثل عطف و توکید و بدل ندارد. در مورد نعت هم مانند دیگر ضمایر نه نعت می‌گیرد و نه خود نعت واقع می‌شود.
  8. با آمدن ضمیر شأن، حروف مشبهه بالفعل می‌توانند بر جمله فعلیه وارد شوند. {فإنّها لا تعمى الأبصار}، وقوله: {إنه لا يفلح الظالمون}، وقوله: {يا ليتها كانت القاضية}، وقوله: {ويكأنّه لا يفلح الكافرون}

زبان رسانه عربی

تفاوت ضمیر شأن با دیگر ضمائر

بنا بر آن چه گفته شد تفاوت ضمیر شأن با دیگر ضمایر در موارد زیر خلاصه می‌شود:

  • ضمیر شأن بر خلاف اصل به مابعد باز می‌گردد.
  • ضمیر شأن همواره مفرد است.
  • ضمیر شأن همیشه غایب است.
  • خبر ضمیر شأن بر آن مقدم نمی‌شود.
  • خبر ضمیر شأن حاوی ضمیر مبتدا نیست.
  • مفسِّر ضمیر شأن بر خلاف دیگر مفسرها محلی از اعراب دارد.

مقایسه‌ای بین ضمیر شأن و ضمیر فصل

به تفاوت معنا در این سه جمله توجه کنید: زيدٌ منطلقٌ / زيدٌ هو منطلقٌ / هو زيدٌ منطلقٌ. در جمله اول یک خبر ارائه شده است. در جمله دوم معنای تخصیص و قصر وجود دارد و جمله سوم بیانگر معنای تفخیم و تعظیم بدون حصر است.