مقاله‌ها

علم در زبان عربی | دفتر اول: انواع علم | انواع اسم علم

علم در زبان عربی | دفتر اول: انواع علم | انواع اسم علم

از جمله انواع اسم؛ اسم جنس و اسم علم است. انواع اسم علم عبارتند از: علم مفرد، علم مرکب اضافی، علم مرکب مزجی، علم مرکب اسنادی، اسم و کنیه و لقب، علم مرتجل و علم منقول، علم شخص و علم جنس، علم معنی، و علم بالغلبه. علم جنس در معنی نکره و در لفظ معرفه است. و با آن همانند علم شخص رفتار می‌شود.
اقسام مهمی از جمع در زبان عربی!

اقسام مهمی از جمع در زبان عربی!

جمع در نحو عربی اسمی است که بر تعداد ۳ و بیشتر دلالت دارد. جمع بر سه نوع است: جمع مذکر سالم، جمع مؤنث سالم، و جمع تکسیر. از انواع دیگر جمع می‌توان به اسم جمع، جمع الجمع، اسم جنس جمعی، جمع با الف و تاء زائد، جمع قلت، جمع کثرت، جمعی که مفرد ندارد، جمعی که مطابق با مفرد اصلی خود نیست، جمع مصدّر با ابن و ذو اشاره کرد.
نسبت و اسم منسوب در زبان عربی | دفتر دوم

نسبت و اسم منسوب در زبان عربی | دفتر دوم

در ادامه احکام اسم‌های منسوب این بار به بیان حکم نسبت در اسم‌های مثنی و جمع سالم، جمع تکسیر، علم منقول از جمع تکسیر، اسم جمع، اسم جنس جمعی، علم مرکب، وزن‌های فَعيلَة، فُعَيلَة، فَعيل و فُعَيل، اسم‌های دو حرفی، و همچنین نسبت بدون یاء خواهیم پرداخت.
نسبت و اسم منسوب در زبان عربی | دفتر اول

نسبت و اسم منسوب در زبان عربی | دفتر اول

نسبت در زبان عربی عبارتست از افزودن یاء مشدّد ماقبل مکسور به آخر اسم برای بیان نسبت و ارتباط آن به یک چیز دیگر. این یاء مشدّد «یاء نسبت» و اسمی که یاء نسبت به آن اضافه می‌شود «اسم منسوب» نام دارد. اسم‌هایی مثل طهراني، فاطمي، و هاشمي اسم منسوب هستند. سیبویه نسبت را اضافه نامیده است.
حال در زبان عربی | دفتر دوم؛ عامل حال، و صاحب الحال

حال در زبان عربی | دفتر دوم؛ عامل حال، و صاحب الحال

در دفتر دوم از مجموعه مقالات حال در زبان عربی به طرح نکات مهمی درباره عامل حال و صاحب الحال می‌پردازیم. عناوین اصلی این درس عبارتند از: عامل حال، صاحب الحال، مسوغات تنکیر صاحب الحال، حکم صاحب الحال، مرتبه حال و صاحب الحال، مرتبه حال و عامل آن.
حال در زبان عربی | دفتر اول؛ انواع حال

حال در زبان عربی | دفتر اول؛ انواع حال

حال در زبان عربی وصف فضله منصوبی است که برای بیان حالت صاحب الحال به کار می‌رود: يشرح المعلم الدرس واقفًا. منظور از وصف اسم مشتق است، و مقصود از فضله بودن حال این است که عمده نیست یعنی مسند یا مسند الیه قرار نمی‌گیرد نه این که در جمله به آن نیازی نباشد مثل: {وما خلقنا السموات والأرض وما بينهما لاعبين}