اصول و قواعد به کارگیری جمله اسمیه از مباحث مهم و پایه‌ای در زبان عربی است. یادگیری نحوه استفاده صحیح از جمله‌های اسمیه ضمن این که در پربار شدن مکالمه عربی فصیح نقش بسیار مهمی دارد، موجب می‌شود تا درک دقیق‌تری از کلام مخاطب خود به هنگام گفتگو داشته باشید و از توانایی‌های برتری در ترجمه عربی برخوردار شوید. در این مقاله سعی کرده‌ام در کنار طرح موضوع مبتدا و خبر، به برخی از نواسخ جمله‌های اسمیه یعنی افعال ناقصه و حروف مشبهه بالفعل نیز اشاره‌ای داشته باشم.

انواع جمله

جمله در زبان عربی به دو شکل فعلیه و اسمیه دیده می‌شود. جمله فعلیه جمله‌ای است که با فعل شروع می‌شود و اجزای اصلی آن فعل و فاعل هستند. در مقابل؛ جمله اسمیه جمله‌ای است که با اسم آغاز می‌شود و اجزای اصلی آن عبارتند از؛ مبتدا و خبر.

مبتدا و خبر

مبتدا و خبر دو رکن اصلی تشکیل دهنده جمله اسمیه هستند. مبتدا اسمی است که در ابتدای جمله می‌آید و گزارش یا اطلاعی درباره آن داده می‌شود. مبتدا مرفوع به ابتدائیت است و هیچ عامل لفظی اصلی بر آن وارد نمی‌شود. در زبان عربی ابتدای با نکره جایز نیست یعنی مبتدا همواره معرفه است مگر این که بنا بر وجود برخی مجوزها جمله‌‌ای که با اسم نکره آغاز شده مفید و دارای معنای کامل باشد. به این مجوزها در اصطلاح «مسوغات ابتدای با نکره» گفته می‌شود. رکن دوم جمله اسمیه خبر است. خبر همان طور که از نام آن پیداست اطلاع یا خبری است که درباره مبتدا داده می‌شود تا معنای جمله با آن کامل شود. با توجه به این که جمله اسمیه شبیه به «جمله اسنادی» در زبان فارسی است مبتدا را می‌توان هم‌ارز «نهاد» و خبر را برابر «گزاره» در نظر گرفت. در جمله؛ «العلمُ نافعٌ»، «العلمُ» مبتدا و «نافعٌ» خبر آن است.

انواع مبتدا

مبتدا در جمله اسمیه به سه شکل دیده می‌شود:

  1. اسم ظاهر: خالدٌ شجاعٌ، هذه دارٌ.
  2. ضمیر: نحن سعداءُ. 
  3. مصدر مؤوّل: {وأن تصوموا خيرٌ لكم} یعنی: صيامُكم خيرٌ لكم.

انواع خبر

  1. خبر مفرد: خبر مفرد خبری است که از یک کلمه تشکیل شده و جمله یا شبه جمله نیست {إلهُكم إلهٌ واحدٌ}. در جمله‌های؛ «اللهُ أحدٌ» و «المؤمنونَ صادقونَ» أحدٌ و صادقون هر دو خبر مفرد هستند. خبر مفرد اگر حاوی ضمیری باشد که به مبتدا بازمی‌گردد مطابقت آن با مبتدا در جنس و عدد واجب است: عليٌّ مجتهدٌ، فاطمةُ مجتهدةٌ، التلميذان مجتهدان، التلميذتان مجتهدتان، التلاميذ مجتهدون، التلميذاتُ مجتهداتٌ. اما اگر حاوی ضمیر مبتدا نباشد مطابقت آن لازم نیست: الألوانُ سبعةٌ، الجملةُ نوعان، العلماءُ سراجُ الأمة.
  2. خبر شبه جمله، ظرف و جار و مجرور می‌توانند خبر واقع شوند: «العلمُ قبلَ العملِ»، «الحديقةُ أمامَ البيتِ»، «الجائزةُ للفائزِ». قبل العمل، أمام البیت، و للفائز، خبر شبه جمله هستند.
  3. خبر جمله: خبر خود می‌تواند جمله اسمیه یا فعلیه باشد: در جمله «البغيُ مرتعُه وخيمٌ»؛ «البغی» مبتدا و جمله اسمیه «مرتعُه وخیمٌ» خبر آن و در محل رفع است. در آیه کریمه {الرحمنُ علّم القرآنَ} الرحمن مبتدا و جمله فعلیه علّم القرآن خبر و محلا مرفوع است.

همان طور که می‌بینید اعراب اسم‌های مبنی، جمله و شبه جمله، اعراب محلی است: هذا رجلٌ، أنتَ مجتهدٌ، في المكتبة قصصٌ.

توجه داشته باشید که مبتدا نمی‌تواند شبه جمله باشد. در جمله «في البيت رجلٌ»، «رجلٌ» مبتدای مؤخر و شبه جمله‌ی «في البيت» خبر مقدم است. 

جمله اسمیه

نواسخ جمله اسمیه

نواسخ واژگانی هستند که در ابتدای جمله اسمیه قرار می‌گیرند و اعراب مبتدا و خبر را نسخ می‌کنند یعنی آن را تغییر می‌دهند. در این جا از میان نواسخ جمله اسمیه به «افعال ناقصه» و «حروف مشبهة بالفعل» اشاره‌ای خواهیم داشت.

افعال ناقصه (كان و أخوات آن)

افعال ناقصه با وارد شدن بر مبتدا و خبر، مبتدا را مرفوع و خبر را منصوب می‌کنند. در این حالت به مبتدا «اسم فعل ناقص» و به خبر «خبر فعل ناقص» گفته می‌شود. در آیه {كان الناسُ أمّةً واحدةً} «کانَ» فعل ناقص، «الناسُ» اسم کان و مرفوع، و «أمّةً» خبر کان و منصوب است.

افعال ناقصه عبارتند از: «كان، ظلّ، بات، أصبح، أضحى، أمسى، صار، ليس، صار، بَرِحَ، فَتِئَ، انفكّ، دامَ». فعل‌هایی مثل «آض، رجع، استحال، عاد، حار، ارتدّ، تحوّل، غدا، راح، انقلب، تبدّل» هم گاهی در معنای «صار» به کار می‌روند و همانند آن عمل می‌کنند.

ناقص خوانده شدن این افعال به این دلیل است که اولا دلالت بر اتفاق و حدث ندارند بلکه تنها بیانگر زمان هستند و دیگر این که بر خلاف افعال تامّ که معنایشان با مرفوعِ پس از آن‌ها (فاعل) کامل می‌شود، افعال ناقصه برای تکمیل معنایشان علاوه بر مرفوع (اسم خبر ناقصه) نیازمند خبر منصوب نیز هستند.

مضارع و امر افعال ناسخه هم مانند ماضی آن‌ها عمل می‌کند: {ولا يزالون مختلفين}، {كونوا قوّامين لله}، {قالوا لن نبرح عليه عاكفين}

تقسیمات افعال ناقصه

افعال ناقصه از نظر جمود و اشتقاق به سه گروه تقسیم می‌شوند:

  • افعالی که دارای مضارع و امر هستند شامل: أصبح، أضحى، أمسى، ظلّ و باتَ.
  • افعالی که تنها مضارع دارند که عبارتند از: ما زال، ما فتئ، ما انفكّ و ما برح.
  • افعال جامدی که فقط صیغه ماضی دارند یعنی: ليس و ما دام.

گاهی کان و اخوات آن در معنای تامّ به کار می‌روند یعنی نه ناقص هستند و نه ناسخ. برای مثال در آیه کریمه {فإن كان ذو عسرة} کان به معنای «وُجِد» یعنی «وجود داشت» است و «ذو» فاعل آن است. در این جا کان دیگر دارای اسم و خبر نیست. کان و لم يكن در «كان اللهُ ولم يكن معه شيءٌ» نیز این چنین هستند.

همچنین بخوانید: چند نکته ساده ولی بسیار مهم درباره کاربرد «فعل کان» در زبان عربی

معنای افعال ناقصه

معنایی که کان و اخوات آن به جمله اسمیه می‌دهند عموما مربوط به زمان است: 

كانَ: برای بیان اتصاف مبتدا به خبر در زمان گذشته به کار می‌رود و در این حالت به معنای «بود» در زبان فارسی است، مثل: «كان الرجلُ طفلًا». کان برای بیان استمرار هم به کار می‌رود مثل: {وكان الله عليما حكيما} 

صارَ، بیان تحول مبتدا از حالتی به حالت دیگر: صار الهلالُ قمرًا.

أصبح، أضحى، أمسى، ظلّ، بات: بیان اتصاف مبتدا به خبر در زمان‌های معینی چون صبح ظهر عصر طول روز یا طول شب. «أصبحت السماءُ صافيةً» یعنی هوا هنگام صبح صاف شد، «أضحى الجوُّ حارًّا» یعنی هوا هنگام ظهر گرم شد، «أمسى الجوُّ معتدلًا»: هوا هنگام مساء معتدل شد، «باتَ الحارسُ مستيقظًا»: نگهبان در شب بیدار ماند. ظَلّ به معنای دامَ است؛ «ظلَّ المسلمُ صائمًا» یعنی مسلمان در طول روز روزه دار باقی ماند یا به روزه داری ادامه داد. این افعال در بسیاری اوقات بدون اشاره به زمانِ وقوع، در معنای «صار» به معنای «شد» به کار می‌روند مثل: «أصبح التعلمُ متيسرًا»، «أضحى الأسيرُ طليقًا». 

ما زالَ، ما فَتِئَ، ما انفَكَّ، ما برِحَ: برای بیان معنای استمرار به کار گرفته می‌شوند: «ما زالَ المؤتمرُ منعقدًا»، «ما فتئَ العاملُ مثابرًا»، «ما انفكَّ البردُ شديدًا»، «ما برحَ الطالبُ مجتهدًا». 

ما دامَ: برای مشخص کردن مدت استمرار فعل، مثل: {وأوصاني بالصلاة والزكاة مادمتُ حيًّا}

لَيسَ: برای نفی، مثل: ليس التفوّقُ سهلًا. 

در این زمینه مقاله: اسلوب نفی | دفتر دوم؛ «لَیس و حروف شبیه به آن» را هم بخوانید.

حروف مشبهة بالفعل (إنّ و أخوات آن)

از دیگر نواسخ مبتدا و خبر حروف مشبهة بالفعل هستند که  بر سر جمله اسمیه می‌آیند و ضمن افزودن معانی جدیدی به آن، مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع می‌کنند. مبتدا در این صورت «اسم حرف مشبه بالفعل»، و خبر، «خبر آن حرف» نامیده می‌شود. در آیه: {إنّ اللهَ غفورٌ رحيمٌ} إنّ از حروف مشبهه بالفعل، الله اسم إنّ و منصوب، و غفور خبر إنّ و مرفوع است. حروف مشبهة بالفعل عبارتند از: «إنّ، أنّ، كأنّ، لكنّ، لَيْتَ، لَعَلَّ».

معنای إنّ و اخوات آن

إنَّ: تأکید؛ {إنَّ اللهَ معَ الصابرين َ}

أنَّ: تأکید؛ {وَاعلموا أنَّ اللهَ مع المتّقين}

كأنَّ: تشبيه؛ {كأنّهم حُمرٌ مستنفرةٌ}

لكنّ: استدراك؛ {ليس عليك هداهم ولكنّ الله يهدي من يشاء}

لَيتَ: تمنی و آرزوی کاری سخت و غیر ممکن؛ «ألا ليتَ الشبابَ يعود يوما … فأخبره بما فعل المشيبُ».

لَعَلَّ: آرزو و پیش‌بینی؛ {لَعَلَّ اللهَ يُحدِثُ بعدَ ذلك أمرًا}